سلسله نشستهای معرفتافزایی در دانشگاه سوره، بستری برای تضارب آرا و تعمیق گفتمان «هنر و انقلاب» در فضای نخبگانی دانشگاه است. دکتر شهریار زرشناس در گفتگو با روابطعمومی، ضمن بازخوانی سلسله نشستهای «معرفتافزایی» دانشگاه سوره، به تبیین نقش این جلسات در تعمیق گفتمان «هنر و انقلاب» پرداخت.
دانشگاه، مأمن تضارب آرا و کانون جوشش اندیشههایی است که آیندهی فرهنگی یک تمدن را پیریزی میکنند. در میان تکاپوهای علمی دانشگاه بینالمللی سوره برای تعمیق گفتمان «هنر و انقلاب»، سلسله نشستهای «معرفتافزایی» با هدف همگرایی فکری استادان و ایجاد فضایی برای گفتوگوهای بنیادین، جایگاهی متمایز یافته است. این جلسات که در سالهای اخیر به جریانی تأثیرگذار در فضای آکادمیک دانشگاه بدل شده، بستری برای بازخوانیِ حکمت معنوی و نقد تمدن غرب بر اساس آموزههای اصیل انقلاب اسلامی بوده است.
در همین راستا، برای واکاوی دقیقتر چرایی و چگونگی شکلگیری این جریان فکری و بررسی تأثیرات آن بر حوزههای آموزشی و پژوهشی، گفتوگویی ترتیب دادهایم با دکتر شهریار زرشناس، عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی سوره، پژوهشگر برجسته حوزه فرهنگ و تمدن و از صاحبنظران حوزه غربشناسی انتقادی. آنچه در ادامه میخوانید، شرحی است از دغدغههای تئوریک و مبانی نظری این نشستها از زبان ایشان.
بهگزارش روابطعمومی دانشگاه بینالمللی سوره دکتر شهریار زرشناس عضو هیأت علمی دانشگاه بینالمللی سوره، درخصوص نشستهای معرفتافزایی ویژه استادان گفت: «هدف ریاست دانشگاه از برگزاری این نشستها، ایجاد فضایی برای گفتوگو و شکلگیری همدلی میان اعضای هیأت علمی بر پایه دیسکورس یا گفتمان مرکزی دانشگاه، یعنی «مکتب هنر و انقلاب» بود. در واقع، دغدغه اصلی، زمینهسازی برای همگرایی و پیوند فکری استادان بر محور این گفتمان بود.»
دکتر زرشناس پیرامون شیوه برگزاری جلسات اظهار داشت: موضوع این جلسات مبتنی بر مطالعه آثار متفکران معاصر ایرانی بود که در عین داشتن رویکردهای فکری مبتنی بر تفکر مبنایی انقلاب اسلامی، از عمق علمی و جایگاه نظری برخوردار بودند. آثار این اندیشمندان با اعضای هیأت علمی به اشتراک و بررسی گذاشته میشد تا بر اساس محتوای آن متون، بحث و تبادلنظر شکل بگیرد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود پیرامون تداوم و انعطافپذیری جلسات گفت: البته در طول مدت آموزش، با توجه به مقتضیات زمانی، حوادث روز، طرح شبهات فکری و پرسشهای نقادانه اعضای جلسه، گاهی محور بحثها دستخوش تغییر میشد؛ برای نمونه، در جریان مباحث دفاع تمدنی و یا وقایع خاص، اولویتها تغییر مییافت و به اقتضای شرایط، به آن مباحث پرداخته میشد. با این وجود، در مجموع این نشستها، حجمی از مباحث معادل یک کتاب کامل، مورد مطالعه و نقد و بررسی علمی قرار گرفت.
زرشناس در ادامه با اشاره به تأثیرات ملموس این سلسلهنشستها بر فضای فکری استادان، گفت: بهواسطه تبیین، نقد و گفتوگوی مداوم، بسیاری از مفاهیمی که پیش از آن در فضای دانشگاهی ناشناخته بود یا به دلیل عدم شناخت با مخالفت روبهرو میشد، به مباحثی مأنوس برای اعضای هیأت علمی تبدیل شد. برای نمونه، مباحث مربوط به «خیال در اندیشه ابنسینا و سهروردی» که در ابتدا برای بسیاری غریب و حتی با مقاومت در برابر پیوند آن با حوزه هنر مواجه بود، در انتهای این دوره به مفاهیمی شناختهشده و قابلفهم تبدیل شد؛ همچنین مفهوم «مدرنیته» نیز به شفافیتی رسید که ماهیت بحث برای همه روشن شد.
وی افزود: «تأثیر این جریانِ فکری، خود را در موضوعات پایاننامههای دانشجویان نیز نشان داد. حتی در گروههای آموزشی که رویکردی تکنولوژیک داشتند، مانند رشته «جلوههای ویژه بصری»، شاهد تغییر جهت موضوعات پایاننامهها به سمت مباحث فلسفی و حکمی، بهویژه با محوریت «حکمت اشراق» و «خیال در اندیشه سهروردی» بودیم. در حوزههایی مانند نمایش و پژوهش هنر نیز این رویکرد جدید مشهود بود و این تغییرات محسوس، گواهی بر عمق تأثیرگذاری این گفتوگوها در فضای آکادمیک دانشگاه است.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «با توجه به ساختار موجود در نظام دانشگاهی و ضرورت طرح مباحث «غربشناسی انتقادی»، تصمیم بر آن شد که این موضوعات در قالب دورههای معرفتافزایی و تحت نظر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری ارائه شود. دوستان در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری با سعهصدر و رویکردی کاملاً حمایتی، دست بنده را برای طراحی و اجرای این دوره باز گذاشتند و هیچگونه محدودیتی در محتوا اعمال نکردند که این نگاه باز و حمایتگرانه، کمک شایانی به اجرای دقیق و کیفی این سلسلهجلسات کرد.»
دکتر زرشناس در خصوص ساختار و محتوای علمی این دوره تشریح کرد: «روند کلی دوره، بر اساس تحلیل غرب بهمثابه یک وقت تاریخی از منظر حکمت معنوی تاریخ مورد بررسی قرار بگیرد. این بررسی در دو ساحت صورت گرفت؛ یکبار بهصورت استاتیک (ایستا) که به مؤلفههای ذاتی و ماهوی غرب پرداختیم و بار دیگر بهصورت داینامیک (پویا) که روند تطوری غرب را در سه عالم تاریخی غرب باستان، غرب قرون وسطی و غرب مدرن مورد واکاوی قرار دادیم.»
وی افزود: «در میانهی مسیر، به دلیل بروز تجاوزات امپریالیستی-صهیونیستی و ضرورتِ پرداختن به «دفاع مقدس تمدنی»، وقفهای در روند عادی کلاسها ایجاد شد. با این حال، پس از بازگشایی مجدد دانشگاهها، موضوعاتی را به تحلیل مسائلی چون نظام جهانی غرب مدرن، دفاع مقدس تمدنی، نسبت ما با غرب مدرن، ماهیت نظام جهانی سلطه و پیشینه تجاوزات آن به اقوام و ملل اختصاص دادیم. اگرچه این مباحث خارج از سرفصلهای از پیشتعیینشده بود، اما با جهتگیری کلان و آموزههای دوره معرفتافزایی کاملاً همسو و مرتبط بود و اتفاقاً در آن مقطع زمانی، مورد توجه ویژه قرار گرفت.»
این استاد دانشگاه با اشاره به مباحث پایانی دوره اظهار داشت: «پس از اتمام آن مباحث، مجدداً به روند تطوری غرب بازگشتیم تا اینکه در دو جلسه انتهایی، به موضوع «غربزدگی شبهمدرن در ایران» رسیدیم. در این بخش، بررسی کردیم که چگونه نظام جهانی سلطه، پروژهای از مدرنیزاسیون تحمیلی و آمرانه را در ایران اجرا کرد تا با ایجاد انقطاع در ذهنیت انسان ایرانی نسبت به عالم ایرانی-اسلامی، صورتبندی شبهمدرنی را بر کشور تحمیل کند.»
دکتر زرشناس در پایان خاطرنشان کرد: «دو جلسه آخر به تحلیل نتایج این پروژه، معضلات ناشی از شبهمدرنیته و نسبت آن با انقلاب اسلامی اختصاص یافت. در این نشستها تبیین شد که چگونه انقلاب اسلامی، بهعنوان رستاخیز مؤلفههای هویتی عالم ایرانی-اسلامی در برابر سیطره مدرنیته و شبهمدرنیته ایرانی پدیدار شد و تلاش کرد افق نوینی را برای تاریخ ایران بگشاید تا کشور از بنبست مدرنیته تحمیلی رهایی یابد.»
مصاحبه: مینا صفدری
.
نظر خود را بنویسید