در روزگاری که هوش مصنوعی با شتابی بیسابقه وارد آموزش، ارتباطات و زندگی روزمره شده است، بازگشت به ادبیات کلاسیک فارسی میتواند افق تازهای برای فهم انسان، خلاقیت و مسئولیت اخلاقی بگشاید. دکتر سید محسن بنیهاشمی، عضو هیأت علمی و رئیس مرکز جذب و هیأت ممیزه دانشگاه بینالمللی سوره، در گفتوگویی درباره سخنرانی خود در کالج دنبوسکو در بنگلور، از ضرورت پیوند میان مثنوی مولانا، شاهنامه فردوسی و مسائل جهان دیجیتال سخن میگوید. دکتر بنی هاشمی ادبیات کهن را میراثی موزهای نمیداند؛ بلکه آن را منبعی زنده برای پرورش خرد، فهم ارتباط، مواجهه با تغییر و حفظ کرامت انسان در عصر فناوری بررسی میکند.
وقتی ادبیات کهن به زبان آینده سخن میگوید
گفتوگو درباره هوش مصنوعی معمولاً از فناوری، سرعت پردازش و آینده بازار کار آغاز میشود؛ اما پرسش بنیادیتر این است که در جهانی سرشار از ابزارهای هوشمند، چه چیزی انسان را خردمند، مسئول و آزاد، نگه میدارد؟ پاسخ دکتر سید محسن بنیهاشمی در این مصاحبه، بازگشت به ادبیات فارسی و تجربه زیسته است؛ بازگشتی که به معنای گریز از فناوری نیست، بلکه راهی برای انسانیکردن آن به شمار میآید.
در سخنرانی مطرحشده در کالج دنبوسکو در بنگلور، از پیوند میان ادبیات ایرانی، هوش مصنوعی و صنایع دیجیتال سخن گفته شد. این پیوند بر یک پیشفرض مهم استوار است. متنهایی مانند مثنوی مولوی و شاهنامه فردوسی صرفاً مجموعهای از اشعار تاریخی نیستند؛ این آثار حامل دستگاههای فکری، اخلاقی و شناختیاند. آنها در زمانه خود نقشی شبیه رسانههای فراگیر داشتهاند و درباره ارتباط، قدرت، دگرگونی، مرگ، زندگی و نسبت انسان با جهان اندیشیدهاند.
ادبیات فارسی؛ سرمایهای زنده برای گفتوگو با جهان
نخست بفرمایید ارتباط شما با کالج دنبوسکو در بنگلور چگونه شکل گرفت و موضوع سخنرانی چه بود؟
این ارتباط از مسیر مکاتبات دانشگاهی شکل گرفت و به نشستی بینالمللی انجامید که در آن استادان و دانشجویان درباره فرهنگ، هوش مصنوعی، صنایع دیجیتال و ادبیات گفتوگو میکردند. برای من فرصت مهمی بود تا توضیح دهم ادبیات فارسی چگونه میتواند با مسائل معاصر فناوری وارد گفتوگو شود. سخنرانی من بر این ایده استوار بود که برای فهم آینده، نباید گذشته را کنار بگذاریم؛ باید ظرفیتهای فکری آن را دوباره فعال کنیم.
چرا برای توضیح هوش مصنوعی و صنایع دیجیتال به سراغ مثنوی و شاهنامه رفتید؟
زیرا این آثار فقط شعر نیستند. آنها سرمایههای فلسفی، شناختی و معنوی ما هستند. در گذشته، ادبیات برای مردم نقشی شبیه رسانههای عمومی امروز داشت؛ اندیشه، اخلاق و تجربه اجتماعی را منتقل میکرد. مثنوی و شاهنامه به ما امکان میدهند درباره انسان، قدرت، مسئولیت، ترس، تغییر و ارتباط بیندیشیم. اگر این آثار را صرفاً متعلق به گذشته بدانیم، بخشی از سرمایه فکری خود را از دست دادهایم.
در این میان، مفهوم خلاقیت چه جایگاهی دارد؟
خلاقیت را نباید با هرجومرج یا تفاوت بیهدف یکی دانست. خود واژه خلاقیت با مفهوم آفرینندگی و «خالق» پیوند دارد؛ بنابراین، خلاقیت اصیل باید جهت، معنا و غایت داشته باشد. هر امر متفاوتی خلاقانه نیست. خلاقیت زمانی ارزشمند است که مسئلهای را روشن کند، چیزی بیافریند و به زندگی انسانی معنا یا امکان تازهای بدهد.
آیا این نگاه در نشست با مخاطبان هندی نیز مورد توجه قرار گرفت؟
بله. مخاطب بینالمللی زمانی با یک مفهوم ارتباط برقرار میکند که آن مفهوم در قالبی روشن و انسانی عرضه شود. داستانهای ادبیات فارسی، بهویژه داستانهای مثنوی، ظرفیت بالایی برای این کار دارند؛ زیرا از موقعیتهای ساده آغاز میشوند، اما به پرسشهای عمیق درباره شناخت و زندگی میرسند. پس از سخنرانی نیز رئیس کالج با من تماس گرفت و پیشنهادهایی برای گسترش ارتباط میان دو مجموعه دانشگاهی، از جمله تبادل استاد و دانشجو و تنظیم توافق خواهرخواندگی، مطرح شد.
از داستان طوطی و بازرگان تا مسئله فهم پیام
چرا داستان طوطی و بازرگان را برای توضیح نسبت ادبیات و فناوری انتخاب کردید؟
این داستان نمونهای روشن از تفاوت میان فرستادن پیام و فهمیدن پیام است. بازرگان پیامی را از طوطی خود به طوطیان هند منتقل میکند، اما معنای پاسخ را در ابتدا درک نمیکند. مسئله فقط انتقال یک کلمه یا رفتار نیست؛ مسئله فهم نیت، زمینه و زبان ارتباط است. در جهان دیجیتال نیز ممکن است داده با سرعت منتقل شود، اما دریافت داده الزاماً به فهم معنا منجر نمیشود. هوش مصنوعی میتواند پیام را پردازش کند و پاسخ بدهد، اما انسان باید درباره زمینه، پیامد و ارزش آن پاسخ داوری کند. این همان جایی است که ادبیات به کمک ما میآید: ادبیات به ما یاد میدهد پشت ظاهر پیام، لایههای پنهان معنا را ببینیم.
در تحلیل شما، مفهوم شایستگی یا «اهلیت» چه نقشی دارد؟
هر توانایی به تناسب و اهلیت نیاز دارد. در هنر و ارتباط، آزادی بدون مرز به آشفتگی تبدیل میشود. همانطور که میان حیوان تربیتشده و حیوان وحشی تفاوت وجود دارد، میان خلاقیت هدایتشده و تفاوت بیهدف نیز تفاوت هست. فناوری میتواند امکانات فراوانی ایجاد کند، اما استفاده درست از آن به تربیت، مسئولیت و تشخیص نیاز دارد. داستان همچنین درباره تغییر است. گاهی برای ادامه زندگی باید صورتی از زندگی پیشین را پشت سر گذاشت. این تغییر نباید همیشه با مرگ به معنای پایان مطلق یکی دانسته شود؛ میتواند دگرگونیای باشد که امکان تداوم را فراهم میکند. انسان از تغییر میترسد، اما رشد فکری بدون تغییر ممکن نیست.
خرد در برابر شتاب: هوش مصنوعی چگونه باید به انسان خدمت کند؟
شما بر تفاوت اطلاعات و خرد تأکید دارید. این تفاوت در عصر هوش مصنوعی چگونه آشکار میشود؟
هوش مصنوعی اطلاعات فراوانی در اختیار ما میگذارد، اما اطلاعات با خرد یکی نیست. در تعامل انسانی، صبوری، تجربه و تحمل خطا را میآموزیم. اگر کسی برای نخستینبار غذایی بپزد، ممکن است اشتباه کند؛ اما از همان خطا تجربهای به دست میآورد. اگر همه مراحل را فوراً به ابزار بسپاریم، مسئله حل میشود، ولی رابطه ما با تجربه و یادگیری ضعیف میگردد.
در روابط انسانی نیز اطلاعات بهتنهایی کافی نیست. برای مثال، هوش مصنوعی میتواند درباره مراقبت از کودک توصیههای مفیدی ارائه کند، اما پرورش کودک به حضور، صبوری، مشاهده، محبت و تجربه زیسته نیاز دارد. خرد چیزی نیست که صرفاً با تزریق اطلاعات به دست آید؛ خرد در زندگی و در مواجهه مسئولانه با موقعیتهای واقعی شکل میگیرد.
فناوری قرار بود زندگی را آسانتر کند، اما چرا بسیاری از مردم مضطربتر و شتابزدهتر شدهاند؟
فناوری زمان بسیاری از کارها را کوتاه کرده است، اما سرعت بیشتر الزاماً آرامش بیشتر نیاورده است. اکنون بسیاری از امور بانکی با تلفن همراه انجام میشود، اما شتاب حرکات، کاهش تمرکز، کوتاهشدن گفتوگوها و افزایش اضطراب را در زندگی روزمره میبینیم. باید از خود بپرسیم چرا با وجود ابزارهای سریعتر، احساس میکنیم وقت کمتری داریم.
به همین دلیل، دانشگاه باید بستر خرد باشد. در محیطی که هنر، فرهنگ و ارتباطات، معماری و شهرسازی در کنار یکدیگر قرار دارند، هوش مصنوعی باید بهعنوان دستیار به کار گرفته شود، نه جایگزین اندیشیدن. استاد نیز باید الگوی رفتار باشد. استادی که هنگام تدریس پیوسته با تلفن همراه خود کار میکند، ناخواسته به دانشجویان پیام میدهد که حضور در کلاس و تمرکز اهمیت چندانی ندارد. نخستین بینظمی، زمینه بینظمیهای بعدی را فراهم میکند.
آموزش باید با عصر جدید سازگار شود. اگر هوش مصنوعی میتواند ترجمهای را در چند ثانیه انجام دهد، تکلیف آموزشی نباید صرفاً تکرار همان ترجمه باشد؛ دانشجو باید به تحلیل، نقد، مقایسه، تشخیص خطا و توضیح انتخابهای زبانی هدایت شود. هدف، حذف فناوری نیست؛ هدف، حفظ لایههای خردی است که فناوری بهتنهایی تولید نمیکند.
کرامت اجتماعی؛ آزمون انسانی عصر فناوری
در حالی که بحث از ماشینی شدن تعاملات و کاهش صبوری در عصر هوش مصنوعی بود، آیا میتوان گفت این فرآیند «سریعسازی» و «بیروح شدن» روابط، ما را به سمتی سوق داده که در مواجهه با لایههای آسیبپذیر جامعه، کرامت انسانی را نیز نادیده بگیریم؟
نسبت آن، مسئولیت انسانی است. ما گاهی چنان به ظاهر، طبقه اجتماعی یا وضعیت اقتصادی افراد واکنش نشان میدهیم که حتی نزدیکشدن به آنان را تحمل نمیکنیم. چنین رفتاری فقط یک بیتوجهی فردی نیست؛ در طول زمان، احساس تحقیر و طردشدگی تولید میکند. کودکانی که برای فروش کالا به خودروها نزدیک میشوند، اگر سالها با بیاعتنایی یا تحقیر مواجه شوند، ممکن است در آینده جامعه را جای طلبکار و دشمن ببینند.
من نمیگویم همه مسائل با یک رفتار فردی حل میشود، اما خوشرفتاری و حفظ کرامت، حداقل مسئولیتی است که هر انسان میتواند بر عهده بگیرد. درباره زبالهگردها نیز مسئله فقط پاکیزگی شهر نیست؛ مسئله این است که جامعه چگونه انسانهایی را میبیند که در حاشیه اقتصاد رسمی قرار گرفتهاند. اگر راحتی و مصرفگرایی ما به حذف مهارتهای زندگی و تحقیر گروهی از مردم منجر شود، باید درباره معنای پیشرفت بازاندیشی کنیم.
ما بسیاری از مهارتهای ساده گذشته را از دست دادهایم: پاککردن حبوبات، آمادهسازی مواد غذایی یا دوختن لحاف. قرار نیست به گذشته بازگردیم، اما باید بدانیم چه نوع تواناییهایی را با آسایش آماده از دست میدهیم و چه هزینه اجتماعیای میپردازیم. فناوری زمانی انسانی است که کرامت انسان را بیشتر کند.
این گفتوگو نشان میدهد که پیوند ادبیات فارسی و هوش مصنوعی، بحثی تزئینی یا صرفاً میانرشتهای نیست؛ مسئله اصلی، چگونگی حفظ خرد و کرامت در دورهای است که ابزارها با سرعتی فزاینده جای بسیاری از فرایندهای انسانی را میگیرند. از نگاه دکتر بنیهاشمی، مثنوی و شاهنامه میتوانند زبان مشترکی برای گفتوگو با جهان و برای بازاندیشی در آموزش، ارتباط و مسئولیت اجتماعی فراهم کنند. پیشنهاد همکاری دانشگاهی میان کالج دنبوسکو و دانشگاه سوره نیز افقی عملی برای ادامه همین گفتوگوست.
نظر خود را بنویسید