کد خبر : 270834
تاریخ انتشار : 20 مرداد 1399 10:37
تعداد بازدید : 79

سالروز ولادت امام موسی کاظم (علیه السلام)

امام کاظم (علیه السلام) به عنوان امام و راهنمای واقعی مردم، به ارشاد و هدایت آنها می پرداخت و معارف اصیل و زلال اسلام را به مشتاقان معرفی می کرد.

امام موسی کاظم
 

به گزارش روابط عمومی دانشکده فرهنگ و ارتباطات دانشگاه سوره_ در سالروز ولادت امام موسی کاظم (علیه السلام) ضمن عرض تبریک، این روز فرخنده را گرامی می داریم . قبل از هر سخن، به این حدیث گهربار از پیامبر اکرم(ص) اشاره می کنیم که فرمودند: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما إن تمسکتم بهما لن تضلوا و إنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض؛ من دو چیز گران بها در میان شما باقی می‏گذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیتم. تا زمانی که به این دو تمسک بجویید، گمراه نخواهید شد و این دو از یکدیگر جدا نمی‏شوند تا در نزد حوض بر من وارد شوند.

امام موسی کاظم (علیه السلام)، در نیمه ماه ذی الحجه در سال 128 قمری در روستای «اَبواء»، میان مکه و مدینه، متولّد گردید. آن حضرت در سن 20 سالگی، پس از شهادت پدرش امام صادق (علیه السلام)، مسئولیت هدایت امت اسلامی را بر دوش گرفت. امام در طول 35 سال امامت خویش (سالهای  148 تا 183 ه ق ) به اشکال مختلف، نظام ایده آل سیاسی و اجتماعی اسلام را برای مردم تبیین می کرد. ایشان با جمع روایات و احادیث و احکام  به احیای سنن پیامبر اکرم(صل الله و علیه و آله) و پدران گرامی خود می پرداخت، و آنچه را که در پدرش، امام صادق (علیه السلام)، نظم و استحکام یافته بود را حفظ و تقویت می کرد و در راه انجام وظایف الهی تا آنجا کوشید که جان خود را فدای آن ساخت .

دوران زندگی امام کاظم (علیه السلام)، مقارن با حکومت چند تن از خلفای بنی عباس بود. در دورانی که استبداد و ستمگری حاکمان عباسی، به اوج خود رسیده بود. دوران زندگی امام کاظم (علیه السلام)، مقارن با حکومت چند تن از خلفای بنی عباس بود. در دورانی که استبداد و ستمگری حاکمان عباسی، به اوج خود رسیده بود. امام کاظم (علیه السلام) در برابر ظلم و ستم هایی که از سوی خلفای عباسی صورت می گرفت؛ ساکت نمی نشست، بلکه از راههای گوناگون با حکومت آنان مخالفت کرد. همین امر موجب شد که بیشتر دوران زندگی امام کاظم (علیه السلام) از مردم به دور باشد؛ در تبعید و یا در زندان! ‏ علت این امر هم ثبات و استقرار حکومت عباسیان بود. در حالی که تا پیش از آن، در زمان امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام)؛ حکومت عباسی لرزان و ناپایدار بود و نمی‏توانستند امامان را تحت نظر بگیرند، یا مشکل حادّی برای آنها به وجود بیاورند. اما در زمان امام کاظم (علیه السلام) حکومت آنان ثبات یافت و گسترش پیدا کرد و توانستند بر مردم بطور کامل مسلط شوند و امام را نیز مورد ستم قرار دهند.

 البته این ظلم و ستم‏ های بی شماری که بر امام می رفت، مانع هدایت گری ایشان نمی‏ شد. امام کاظم (علیه السلام) در فرصتهای مناسب گفتارهای بیدارگرانه خود را به گوش حُکام ظالم می رساند. در یکی از نامه های هشداردهنده امام که از زندان به کاخ هارون ارسال نموده، چنین آمده است: هر روز که از این روزهای سخت بر من می گذرد، یکی از روزهای خوشی تو هم سپری می شود، تا روزی برسد که من و تو در یک جا به هم برسیم. آنجا که اهل باطل به زیانکاری خود واقف خواهند شد.

 امام کاظم (علیه السلام) از محبوبیت بسیاری دربین اقشار مختلف مردم برخوردار بود. او که از نسل پیامبر (ص) بود وگنجینه عظیم علم و معرفت را با خود حمل می کرد، به رهبری و هدایت مردم می پرداخت. دایره نفوذ امام کاظم (علیه السلام) چنان گسترده بود که حتی گاه برخی از درباریان هارون نیز مخفیانه به خدمت آن حضرت می رسیدند و وجوهات شرعی و کمکهای مالی خود را دراختیار ایشان قرار می دادند. امام نیز این منابع مالی را درمیان مردم بویژه نیازمندان و محرومان تقسیم می کرد.

امام کاظم (علیه السلام) به عنوان امام و راهنمای واقعی مردم به ارشاد و هدایت آنها می پرداخت و معارف اصیل و زلال اسلام را به مشتاقان معرفی می کرد. امام کاظم (علیه السلام) هرگونه همکاری با حکومت ستمگر را تحریم می کرد، چراکه این همکاری، موجب تقویت بنیان های ظلم و ستم می شد. درعین حال، مواردی استثنایی نیز وجود داشت که امام با حضور یاران خاص خویش در مناصب حکومتی مخالفت نمی کرد. به عنوان مثال «علی بن یقطین» با موافقت امام کاظم (علیه السلام) ، وزیر «هارون الرشید» شد، تا از این طریق، جان و مال پیروان اهل بیت پیامبر را حفظ نماید.

 امام(علیه السلام) به او می فرمود: «خداوند در میان جمع ستمگران نیز اولیایی دارد که به وسیله آنان از بندگان نیک خود حمایت می کند. شاید خداوند به وسیله تو، آتش فتنه مخالفان را از دوستان خویش رفع کند.» علی بن یقطین نیز در حمایت از مردم محروم طرفدار اهل بیت پیامبر (صل الله و علیه و آله) اقدامات متعددی را انجام می داد. یکی از آنها این بود که او با توجه به نفوذش در دربار عباسیان، با اجازه امام کاظم (علیه السلام) هر ساله عده ای از محرومان را به حج می فرستاد و به این بهانه، به آنها کمک مالی می کرد. همچنین در مواردی مالیاتهایی را که از طرف حکومت از افراد ضعیف و ناتوان گرفته می شد ، به صورت پنهانی به آنان باز می گرداند.

 امام را «کاظم» لقب دادند، چرا که او همواره بر خشم و غضب خویش غلبه می نمود. سیره امام کاظم(علیه السلام) نشان می دهد آنجا که بحث دفاع از دین مطرح است امام تا مرز شهادت پیش می رود و ذره ای تساهل و سازش نمی کند. اما آنچه به عنوان کنترل بر خشم و مدارا در زندگی امام کاظم (علیه السلام) وجود داشته و ایشان را به «کاظم» یعنی فرو برنده خشم مشهور ساخت، مربوط به زندگی شخصی و گذشت و ایثار آن حضرت نسبت به مردم است. بزرگواری، اخلاق پسندیده و رفتار پرجاذبه امام کاظم (علیه السلام) به گونه ای بود که حتی ماموران زندان نیز با آنکه افرادی بی رحم و خشن بودند، تحت تاثیر قرار می گرفتند . یکی از زندانبان بصره به مسئولین خود چنین گزارش داده که: «بسیار کوشیدم تا موسی کاظم را از هر جهت زیر نظر بگیرم. تا جائیکه مخفیانه به دعاهای او گوش می دادم. اما او دربرابر سختیها و شدائد زندان، شکیبایی می کرد و تنها از خداوند، رحمت و مغفرت می طلبید.»

با عرض تبریک مجدد سالروز ولادت امام موسی کاظم (علیه السلام) با سخنی از آن حضرت گفتار خود را به پایان می بریم ایشان فرمود :«در دین خدا، آگاهی و شناخت پیدا کنید، زیرا فهمیدن احکام و دستورات الهی،کلید بصیرت و موجب تکمیل عبادت و سبب دستیابی به مقامات و مراتب بلند دینی و دنیایی است.»

 امام موسی کاظم 2

 

انتهای پیام/

 


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :