کد خبر : 224296
تاریخ انتشار : 14 آبان 1396 14:4
تعداد مشاهدات : 153

گرامیداشت یکصد و بیستمین سالگرد تولد استاد ابوالحسن صدیقی خالق مجسمه های مفاخر ایران

گرامیداشت یکصد و بیستمین سالگرد تولد استاد ابوالحسن صدیقی خالق مجسمه های مفاخر ایران به همراه رونمایی از سردیس استاد صدیقی اثر محسن ناصریان (مدرس گروه نقاشی دانشگاه سوره)
گرامیداشت یکصدوبیستمین سالگرد تولد استاد ابوالحسن صدیقی خالق مجسمه های مفاخر ایرانبه همراه سخنرانی استاد آیدین آغداشلو و رونمایی از سردیس استاد صدیقی(اثر محسن ناصریان مدرس گروه نقاشی دانشگاه سوره) و نمایش فیلم مستند «سرآمد» دوشنبه ۱۵ آبان ماه ساعت ۱۶:۳۰ در سالن سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران برگزار می شود. 

استاد ابوالحسن خان صدیقی را همگان با مجسمه ها و نقاشی هایش می شناسد اما او علاوه بر اینها، طراحی متبحر بود و به عکاسی علاقه زیادی داشت. از همان سال های تحصیل در مدرسه ی  کمال الملک تا دهه ی ۳۰ الی ۴۰ شمسی همیشه با دوربین عکاسی کار می کردند و در اغلب سفرها، به همراه داشت. تا جایی که احتمالا عکس های معروف استاد کمال الملک و شاگردانش که در سال ۱۲۹۹ شمسی در مدرسه ی صنایع مستظرفه و در چهارمین جشن فارغ التحصیلی برداشته شده، می تواند کار ایشان باشد.

ابوالحسن صدیقی خود در زندگی نامه اش مینویسد: تحصیلات مقدماتی را در مدرسه اقدسیه به اتمام رسانم و پایه تربیت اخلاقی خود را مرهون آن مکتب می دانم و از زحمات و مراقبت پدرانه جناب سیدالعلمامدیر و نیز آقای میرزا علی اکبرخان رضی ناظم و معلمین آن مدرسه همیشه سپاسگذارم و به حمد خداوند، اغلب این آقایان از نعمت حیات برخوردارند و گاه به گاه، سعادتی دست می دهد و چشمم از دیدار قیافه زحمت کشیده و رنج برده ولی پر فروغ آنان روشن می شود. و بی اختیار در مقابل آن وجودهای گرامی سر تعظیم خم میکنم.
تحصیلات متوسطه را در مدرسه الیانس فرانسه تمام کردم و بالاخره با زحامت فراوانی موفق به دخول در مدرسه استاد بزرگم مرحوم کمال الملک غفاری شدم. و در مکتب عشق پابند و گرفتار شدم. از ابتدای کودکی به نقاشی کششی فوق العاده داشتم. یاد ندارم روزی بوده باشد که از نقاشی کردن چه در سر کلاس و چه در خارج فارغ باشم. هیچ گاه مداد، گچ یا زغال از دستم نمی افتاد. آفت نظافت در و دیوار بودم. و اغلب این رفتارم موجب تنبیه های سختی برایم می شد. چون نتیجه نگرفتند، به نصیحت ام پرداخته، از اشتغال به نقاشی منعم می کردند و به هر نحوی بود مرا منصرف می کردند. می گفتند برای زندگی، ادامه تحصیل مفیدتر از پی نقاشی رفتن است. یادم دارم همیشه زندگیاستاد بزرگم مرحوم کمال الملک را برایم مثل می زدند و می گفتند این فن جز ناکامی ثمر دیگری ندارد. خلاصه می گفتند نه دنیا دارد نه آخرت. نمی دانم آیا حق با آن ها بوده؟


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :