گروه معماری و انجمن علمی معماری ایرانی اسلامی با همکاری معاونت فرهنگی و با هدف آشنایی هر چه بیشتر دانشجویان با معماری ایرانی – اسلامی در سلسله نشست هایی اقدام به دعوت از اساتید بنام در این حوزه کرد.
نشست اول این برنامه با عنوان " معماری اسلامی، روایت ها یا واقعیت ها؟" و دعوت از دکتر مصطفی بهزادفر( عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت) مورخ 13/09/1403 برگزار شد.
دکتر بهزادفر با توضیح اینکه اسلام یک باور، دین و حقیقت است سخن خود را شروع کرد. وی در ادامه افزود اگر اسلام یک باور است و شهر به مثابه خانه و ساختمان به عنوان یک واقعیت در ذهمن ما اعتبار دارد، پیوند این با توجه به شرایط موجود، سخت و امری غیر قابل قبول است.
وی جریان های انقلاب اسلامی را دو دسته دانستند، جریان اول، جریانی فطری است که فقها آن را مطرح میکردند، و جریان دوم، مانند جریانهای سیاسی روزهای اول انقلاب جریانی سیاسی است.
در آغاز سال های 60 و 61 جریان معماری اسلامی از سه زاویه مطرح شد. اول، زاویه کسانی که آموزش را مطرح میکردند. دوم، زاویه کسانی که جامعه اسلامی داشتند و سوم، کسانی مانند دکتر پیرنیا بودند که به طور عام فضاهای معماری اسلامی و معماری ایرانی را مطرح میکردند.
دکتر بهزادفر سپس به بیان دیدگاههای حوزهی معماری و شهرسازی اسلامی بعد از انقلاب فرهنگی پرداختند.
ایشان از رجبعلی مظلومی(نویسندهی کتاب روزنهای به نام بهشت) به عنوان فردی که ایده معماری اسلامی را در آموزش مطرح کردند نام بردند.
ایشان در ادامه چهار گروه افراد را در جریان روایت معماری ایرانی- اسلامی نام بردند.
اول، کسانی مانند شهید مطهری، که مستقیم یا غیر مستقیم به فقه ارجاع میدهند و با فقه مقایسه میکنند. این گروه ارجاع سنتی دارند و مانند طراحی مساجد آن را عملی کردند.
دوم، کسانی مانند دکتر نقی زاده، که دیدگاه فقهی را با ایدههای شخصی ترکیب کردند.
سوم، کسانی مانند دکتر عبدالحمید نقره کار، که دیدگاه تکنیکال و در عین حال فقهی دارند. و چهارم، گروهی که حوزه تئوری معماری اسلامی به صورت فلسفی و فقهی مطرح می کنند و یا مانند دکتر علی آبادی سعی میکنند اسلام خالص را برمبنای واقعیت مطرح کنند. به عنوان مثال اگر معماری ااقلیمی را نوعی معماری اسلامی می دانند. همچنین گروهی مانند آیت الله محسن عراقی، فقه عمران شهری، روایتهای مختلفی را مطرح میکنند. کتاب "ساختمانهای شهری در جهت افقی است، نه عمودی" به این معناست که ساختمانها به گونهای ساخته میشوند که افق ساختمان از دیدهی ساکنان شهر پوشیده نگردد و زمین قطع نشود. بنابراین باتوجه به روایات و سایر ادلۀ مربوطه، ساختن ساختمان بلند با نظام عمران شهری اسلامی سازگار نیست.
ایشان در ادامه توضیح داد که وقتی صحبت از شهرسازی و معماری اسلامی میکنیم، به روایت و گفتمان احترام میگذاریم ولی باید ببینیم واقعیت چیست؟
الگوهای طراحی معماری از واقعیت نشأت میگیرد نه حقیقت. حقیقت با لامکان سروکار دارد. باید بین واقعیت و حقیقت یک حد میانه در نظر بگیریم. دین از جنس باور است، اگر کسانی بخواهند به اجبار آن را به واقعیت وصل کنند دو اتفاق بیشتر نمیافتد، یا اتفاق راستین که روی بنای خاص صادق است مثل ساختن مساجد، و یا اتفاق دروغین که وانمود میکند. این اتفاق به نام اسلام و ضد اسلام است.
اسلام اصلی دارد به نام عدالت، در شهرسازی و معماری اسلامی باید به دنبال عدالت باشیم. همان اندازه که در نمونههای موردی خانههای غنی و ثروتمند مورد بررسی قرار می گرد به خانههای فقیرانه هم توجه شود و واقعیت این است که اکثریت مردم باید مد نظر قرارگیرد . اگر بخواهیم معماری اسلامی داشته باشیم باید به همه ی ابعاد توجه کنیم . باید قبل از آنکه اسلام را بشناسیم معماری را بشناسیم.
وی در پایان به دانشجویان جوان معماری و شهرسازی توصیه کرد برای آنکه واقعیت و روایت را باهم سازگار کنند اولین اصل آن است که اگر معمار هستند، معماری را خوب یاد بگیریم و اگر شهرساز هستند شهرسازی را خوب یاد بگیریم. بهترین کار را در روبه رو شدن با واقعیت و ارائه راهکار دانست.
نظر خود را بنویسید